تبلیغات
راهی برای رسیدن...

راهی برای رسیدن...
فردا اولین روزِ بقیه زندگیته...برای رسیدن...باید رفت
نویسندگان
صفحات جانبی
دو سال بازیگوشی کردیم (نه اونقدر،نسبت به رشته ای که انتخاب کردیم)...حالا درسته که دیر نشده ولی خب ...دیره! آرزومه تند تند بگذره برم سرکار...یعنی اگر دوسال زودتر به دنیا اومده بودم حل بودا!!! پدر و مادر بزرگوارم که بیشتر از من استرس دارن...دیگه یه وضیییییی...اساتید عزیز هم که نمیدونم الان دارن چیکار میکنن...من موندم دیگه تاریخ تصحیح کردن داره! دو هفته ست امتحانش گذشته همین جوری چشمم به پرتالِ...از همین جا خواهش میکنم نکنید این کارو با ما...بابا سریع تر این نمره های (بالای) ما رو اعلام کنید و از برزخ درمان بیارید!(من الان به شخصه نیاز دارم برم بهشت)...دوران امتحان کم کشیدیم...وااااااالّا... زودتر نتایج رو بگید تکلیفمون مشخص شه،بدونیم دقیقا از کجا باید رسیدن به قله های موفقیت رو شروع کنیم...
 به جان خودم فارغ التحصیل رشته برق هر چقدر حقوقش باشه کمِ (البته نمیدونم بقیه هم به اندازه ما تا مرز جنون میرن یانه!)باز من خوب موندم...

این وضع من موقع امتحاناست 



اون وقت آخرش چی میشه؟!!!!    





طبقه بندی: درددل،
[ شنبه 15 بهمن 1390 ] [ 04:29 ق.ظ ] [ مژگان ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

من هستم...پس می اندیشم و تلاش میکنم تا بودنم اثبات شود
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :